آموزش تجزیه و تحلیل حوادث- قسمت ششم
در این جلسه قصد دارم به تجزیه و تحلیل حادثه بوپال هند بپردازم. این حادثه یکی از تراتژیک ترین و فاجعه بارترین حوادثی بوده که در تاریخ صنعت اتفاق افتاده است. حادثه بوپال هند در 3 دسامبر ۱۹۸۴ در کارخانه تولید سموم شیمیایی افتاده است و در طی این حادثه یک ماده سمی به نام میتیل ایزوسیانات ۲۷ تا ۳۰ تن منتشر شده است. میتیل ایزوسیانات (MIC) یک ماده واسط بوده است. یعنی یک محصول بینابینی که نه تولید می شد و نه مصرف. متاسفانه از فاجعه بوپال به عنوان مرگ زنده نام برده میشود.
کافی است به آمار نگاهی بندازیم تا متوجه وخامت اوضاع بشویم. نیم میلیون نفر در معرض گاز سمی قرار گرفتند. ۲۵ هزار مرگ تا امروز گزارش شده است. در حال حاضر و بعد از گذشت 36 سال بیش از ۱۲۰ هزار نفر درگیر بیماری های این حادثه هستند. بیماریهای این حادثه شامل کوری، مشکلات حاد تنفسی و اختلالات زنان است. سایت هرگز به طور کامل و مناسبی پاکسازی نشد و آلوده شدن ساکنین بوپال بعد از 36 سال ادامه دارد و متاسفانه تصاویر بسیار دلخراشی از مشکلاتی که مردم بوپال با آن دست و پنجه نرم میکنند؛ وجود دارد.
در سال ۲۰۱۶ آزمایش آب زیرزمینی نشان داد که غلظت جیوه داخل آب ۲۰ هزار تا ۵ میلیون برابر بیشتر از حد مجاز است. علاوه بر جیوه، مواد سرطان زا و موادی که منجر به آسیب های مغزی و اختلالات تنفسی میشوند هنوز در آب پیدا می شود. اسکان جمعیت زیادی در همسایگی این سایت در سال ۱۹۶۹ اتفاق افتاده است. هر چند اقامت در حوالی کارخانه غیرقانونی بوده اما بیش از ۲۰ سال قبل از آن حادثه اطراف این سایت شروع به ساخت و ساز شده و در سال ۱۹۸۴ دولت این اسکان را به رسمیت شناخته است.
متیل ایزوسیانات مایعی بسیار فرار و بدون رنگ با فلش پوینت -۷ درجه سانتیگراد، بولینگ پوینت ۳۹ درجه سانتی گراد و نقطه فریزینگ ۴۹ درجه زیر صفر است. واکنش پذیری این ماده با آب بسیار خطرناک و بخارات آن دو برابر سنگین تر از هواست که باعث می شود در یک شرایط آب و هوای پایدار در سطح زمین قرار بگیرد. این ماده با آب در طی یک واکنش گرمازا منجر به تولید متیل آمین و دی اکسید کربن می شود و خود متیل آمین با MIC دوباره وارد واکنش می شود.
۴۷۰ میلیون دلار و 20 سال تعلیق فعالیت، تنها جریمه هایی بود که برای این شرکت در نظر گرفته شد و همچنان دعاوی در مورد این پرونده در دادگاه آمریکا ادامه دارد و هر از چند گاهی اعتراض های مختلف در بوپال هند اتفاق میافتد. اما اگر بخواهیم در مورد واحدهای شیمیایی یا فرایندی و چگونگی لایه بندی ایمنی شان صحبت کنیم؛ به ترتیب زیر عمل میکنیم.
در ابتدا متغیرهای عملیاتی فرایند را کنترل میکیم. به طبع اگر در اتاق کنترل نتوانیم این را کنترل کنیم؛ راست آلارم به صدا در می آید. وارد لایه دوم میشویم. در لایه دوم Process Shut down را داریم. یک لایه برای پیشگیری هست که خود به دو دسته تقسیم میشود Shut down خود فرایند و Emergency Shut down کل فرایند هست. ممکن است ما همچنان با این نتوانیم کنترل کنیم. در لایه بعدی روی کاهش پیامدها سرمایهگذاری میکنیم و از شیرهای protection safety valve استفاده می کنیم که زیرمجموعه لایه active protection است و به این ترتیب مادهای که دارد تجمع پیدا میکند و منجر به افزایش فشار می شود؛ به بیرون ظرف هدایت می کند و در نهایت Emergency respos layer است که اقدام در شرایط اضطراری خودمان را انجام میدهیم تا پیامد را تا حد منطقی کنترل کنیم. حالا میتواند تخلیه نفرات باشد یا استفاده از یک سری سیستمها مثل سیستم اطفا باشد.
پس این کلیتی از مزایاهای حفاظتی ما در واحدهای فرآیندی میشود. پس برای بوپال هم ما می توانیم یک سری لایه هایی را در نظر بگیریم.چراکه نقص های جدی در این لایه ها وجود داشته است.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.