جانمایی واحدهای صنعتی با ملاحظات ایمنی
(به قلم الهه عنبری)
جنبه های ایمنی و اقتصادی کارخانجات و واحدهای صنعتی به شدت به جانمایی بهینه ی آنها وابسته است. موضوع جانمایی کارخانجات فرآیندی شامل تعیین آرایش فضایی تجهیزات فرآیندی و اتصالات میان آنها روی یک زمین مشخص می باشد که از طریق بهینه کردن یک تابع هدف نسبت به قیود متعدد این امر صورت می گیرد. در این خصوص، موقعیت واحد های فرآیندی به گونه ای انتخاب می گردد که هزینه های زمین مورد نیاز و خطوط لوله متصل کننده ی هر دو واحد مجاور کاهش یابد و نیز منجر به افزایش بازدهی تولید و ایمنی واحد صنعتی گردد. شایان ذکر می باشد علاوه بر اینکه یک جانمایی بهینه ملاحظات ایمنی و اقتصادی را در نظر می گیرد می بایست فضایی را برای گسترش تجهیزات و هم چنین دسترسی آسان به آنها در آینده لحاظ کند. از دیدگاه ایمنی به منظور ایجاد یک جانمایی بهینه باید حداقل فاصله بین تجهیزات حفظ شود. ایجاد فاصله ی مناسب میان تجهیزات از طریق دسته بندی تجهیزات با مخاطرات مشابه در یک گروه صورت می پذیرد.
روشهای جانمایی تجهیزات در واحد با ملاحظات ایمنی
روش هایی متعددی به منظور جانمایی واحدهای فرآیندی موجود است که در ذیل به شرح مختصری از آنها پرداخته می شود:
- استانداردها
جانمایی واحدهای صنعتی می بایست با استفاده از حداقل فاصله تعیین شده برای استقرار تجهیزات مجاور مطابق با الزامات موجود در استاندارد باشد.
- ارزیابی پیامد
در این روش اثرات بالقوه رهایش ناگهانی انرژی بر تجهیزات مجاور بدون در نظر گرفتن احتمال رخداد انرژی آزاد شده ارزیابی می شود. در واقع ارزیابی پیامد اثرات پیامدهای رویداد را در نظر می گیرد ولی تکرارپذیری رویدادها را در نظر نمی گیرد.
- ارزیابی ریسک
این روش نه تنها داده های حاصل از ارزیابی پیامد را در نظر می گیرد بلکه تکرارپذیری و احتمال تماس مواد پرمخاطره را با تجهیزات فرآیندی نیز در نظر می گیرد. در واقع یک ارزیابی کمی ریسک است که مقادیر عددی را برای تکرارپذیری و شدت رویدادها لحاظ می کند. هم چنین سطح ریسک قابل تحمل قبل از انجام ارزیابی کمی ریسک باید تعیین شود.
اهمیت جانمایی در تولید واحدهای شیمیایی
هدف اصلی از جانمایی کارخانه افزایش تولید و بهره وری می باشد. به منظور پیشگیری یا کاهش خطر آسیب دیدگی در محل کار، بیماری و مرگ ایمنی تولید از اهمیت بسیاری برخوردار است. ایمنی یک بخش مهم و کلیدی در اقتصاد یک کارخانه می باشد به طوری که طبق مطالعات گذشته به کارگیری یک طرح ایمنی مناسب در یک واحد تولیدی، به میزان زیادی سبب افزایش قابل توجه در میزان بهره وری می شود.
واحدهای شیمیایی از تجهیزات فرآیندی متعددی تشکیل شده اند که شامل ورودی و خروجی مواد مختلف می باشند و با انجام عملیات روی مواد اولیه ورودی به کارخانه محصول نهایی قابل فروش در بازار بدست میآید. در طراحی هر کدام از تجهیزات فرآیندی باید اصول و قواعد حاکم بر آن عملیات را در نظر گرفت. اما پس از طراحی این تجهیزات، باید محل نصب آنها نیز در واحد تعیین گردد. جانمایی تجهیزات که یافتن محل نصب تجهیزات و لوله کشی های لازم برای عملکرد یک طرح شیمیایی یا هر طرح صنعتی دیگری می باشد از مسائلی است که از عوامل متعددی مانند اقتصاد طرح, بهره برداری, عملیات و نگهداری تجهیزات و به خصوص ایمنی در واحد شیمیایی تاثیر می پذیرد.
حداقل فاصله ایمنی (Minimum safe separation distances)
از نقطه نظر ایمنی، جانمایی یک کارخانه بیشتر تحت تاثیر رعایت حداقل فاصله ایمنی به منظور عملیات ایمن تجهیزات و تاسیسات است. جداسازی مناسب معمولا به صورت کنار هم قرار دادن تجهیزات با خطر مشابه در کنار یکدیگر انجام می شود. این فاصله مناسب اغلب با بخش کردن یک کارخانه به چندین بلوک فرآیندی با خطرات مشابه نظیر واحدهای فرآیندی، محوطه مخازن(Tank Farm)، عملیات بارگیری و تخلیه، واحد تصفیه و واحد آب و برق و بخار (utility) به دست می آید. این رویکرد سبب کاهش تلفات ناشی از رویدادهای فاجعه آمیز می گردد. اما فاصله بین تجهیزات و دستگاه های تولیدی محدود بوده و افزایش زیاد فاصله بین تجهیزات سبب افزایش هزینه های ساخت و همچنین هزینه های بهره برداری می شود. اگر در آینده توسعه کارخانه مدنظر باشد، باید فاصله اولیه بیشتری بین تجهیزات و همچنین دستگاه های حفاظتی در نظر گرفته شود که در صورت لزوم در آینده بتوان تجهیزات اضافی و جدید را در سیستم نصب نمود. بنابر این ضروری است که حداقل فاصله بین تجهیزات را به گونه ای تعیین نمود که هزینه ها در بهینه سازی جانمایی تجهیزات حداقل شود.
تکنیکهای طراحی جانمایی
چندین روش به منظور طراحی یک جانمایی مناسب موجود میباشد. برخی از این روشها معمولاً بیشتر تحلیلی میباشند تا اینکه استنتاجی باشند، برخی از روشها نیز هر دوی این عناصر را دارند. این روشها به شرح زیر میباشند:
- طبقهبندی، ارزشگذاری و رتبهبندی
- آزمایشات و بررسیهای حیاتی
- ارزیابی مخاطرات
- بهینهسازی اقتصادی
1-1- طبقهبندی، ارزشگذاری و رتبهبندی
چندین روش طبقهبندی، ارزشگذاری و رتبهبندی موجود میباشد که در طراحی جانمایی مورد استفاده قرار میگیرد. روشهای اصلی که برای طبقهبندی مورد استفاده قرار میگیرند به شرح زیر میباشند:
- طبقهبندی مناطق خطرناک
- طبقهبندی ذخیرهسازی[1]
- طبقهبندی تأسیسات آتشنشانی
1-1-1- طبقهبندی مناطق خطرناک[2]
جانمایی کارخانه نقش مهمی در پیشگیری از اشتعال ناشی از رهایش مواد قابل اشتعال ایفا میکند. این جنبه از جانمایی تحت عنوان “طبقهبندی مناطق” مطرح میگردد. فرآیند طبقهبندی مناطق خطرناک شامل تخصیص مناطق سایت به چهار گروه زیر میباشد:
زون صفر: اتمسفر قابل اشتعال به صورت پیوسته و برای مدت زمان زیادی حضور دارد.
زون یک: احتمال حضور اتمسفر قابل اشتعال برای مدت زمان کوتاهی در شرایط عادی عملیاتی وجود دارد.
زون 2: احتمال حضور اتمسفر قابل اشتعال در شرایط عادی عملیاتی وجود ندارد یا اگر وجود دارد برای مدت زمان کوتاهی است.
اگر ناحیهای در هیچکدام از زونهای صفر، یک و دو طبقهبندی نگردد، ایمن است. هدف از طبقهبندی نواحی خطرناک به حداقل رساندن احتمال اشتعال نشتیهای کوچک میباشد. از آنجا که تعیین اندازه، تکرارپذیری و مدت نشتی به طور کامل دشوار میباشد، رتبههای زیر برای نشتی مشخص میشود:
- رتبه[3]پیوسته: رهایش به صورت پیوسته یا تقریباً پیوسته میباشد.
- رتبه اولیه: احتمال رهایش به صورت منظم و یا به دفعات تصادفی حین عملیات عادی وجود دارد.
- رتبه ثانویه: احتمال رهایش در عملیات عادی وجود ندارد و در هر رویداد مدت زمان آن محدود است.
طبقهبندی مواد خطرناک همراه با شناسایی منابع خطر، نقاط دارای پتانسیل نشتی و منابع جرقهزن ادامه مییابد. به طور نمونه نقاط نشتی شامل فلنجها، نقاط نمونهگیری، آببندیها و اتصالات موقت می باشند؛ منابع جرقهزن به عنوان نمونه شامل موتورهای الکتریکی، کورهها، موتورهای بنزینی و خودروها میباشد. سه استراتژی اصلی برای کنترل منابع جرقهزن موجود میباشد: پیشگیری، جداسازی و حفاظت. رویکرد طبقهبندی مناطق خطرناک براساس این استراتژیها بدین صورت میباشد: ابتدا، منابع بالقوه نشتی شناسایی میشوند. مشخصات نشتی برای راهاندازی، توقف[4]، شرایط اضطراری و همچنین عملیات عادی تعیین میشود، و به هر نشتی یک رتبه اختصاص داده میشود. برای هر نقطه نشتی، تمهیداتی به منظور کاهش و حذف نشتی در نظر گرفته میشود. سپس منابع جرقهزن نزدیک هر نقطه نشتی شناسایی میشود. و برای هر منبع جرقهزن به ترتیب تمهیداتی به منظور حذف یا انتقال در نظر گرفته میشود. در غیر این صورت هر زون مشخص میگردد و حفاظت مناسب از منبع جرقزن تعیین میگردد. کنترل منابع جرقهزن سبب کاهش ریسک آسیب به پرسنل و دارایی میگردد. بنابراین، طبقهبندی مناطق خطرناک مبنایی برای کنترل منابع جرقهزن هم در مرحله طراحی و هم در مرحله بهرهبرداری میباشد.
[1] storage
[2] hazardous area classification
[3] grade
[4] Shut down
1-1-2- طبقهبندی ذخیرهسازی
انواع اصولی ذخیرهسازی عبارت اند از: ذخیرهسازی سیالات، ذخیرهسازی جامدات و ذخیرهسازی در انبار. ذخیرهسازی مد نظر ذخیرهسازی سیالات، به ویژه سیالات قابل اشتعال میباشد، که شامل انواع زیر میباشد:
- مایعات در دما و فشار اتمسفری
- گازهای مایع تحت فشار در دمای اتمسفری ( ذخیرهسازی تحت فشار)
- گازهای مایع در فشار اتمسفری و در دمای پایین (ذخیرهسازی سرد)
- گازهای تحت فشار
همچنین نوع دیگری از ذخیرهسازی با خواص میانی نظیر ذخیرهسازی نیمه سرد نیز وجود دارد.
معمولاً ذخیرهسازی مایعات مطابق با کلاس آنها صورت میپذیرد. طبقهبندی متداول مطابق با استاندارد BS5908:1990 میباشد. اولین طبقهبندی در استاندارد BS CP 3013:1974 آورده شده است. همچنین طبقهبندی دیگری نیز در NFPA 321:1987 نیز آورده شده است.
تجهیزات ذخیرهسازی معمولاً در فضای باز ساخته میشوند زیرا کم هزینهتر میباشد و همچنین به نشتیها اجازهی انتشار میدهد. از آنجا که مخازن و ظروف حاوی مقدار زیادی مایع می باشند، سایتی که به منظور جانمایی انتخاب میگردد باید دارای مشخصات خوبی از نقطهنظر بارگیری باشد. طراحی فوندانسیون برای مخازن ذخیرهسازی یک موضوع تخصصی است. محل ذخیرهسازی باید به گونهای باشد که کانتور زمین شرایط را برای انتشار مایعات قابل اشتعال یا بخارات سنگین نزدیک ناحیهای که در آن منبع جرقهزن وجود دارد فراهم نکند. محل ذخیرهسازی باید از فرآیند جدا گردد، بنابراین باید در یک یا حداکثر در دو طرف فرآیند قرار گرفته و به خوبی از آن دور شود. این جداسازی امکان گسترش فرآیند و یا ذخیرهسازی را فراهم میکند. فاصله جدایی بین فرآیند و ذخیرهسازی نباید از 15 متر کمتر باشد. همچنین ضروری است پایانهها از فرآیند دور نگه داشته شوند زیرا منبع حوادث هستند. بنابراین یک جانمایی مناسب برای ذخیرهسازی بین واحدهای فرآیندی و پایانهها میباشد. فاصله بین پایانهها و محل ذخیرهسازی نباید کمتر از 15 متر باشد. مخازن ذخیرهسازی باید به صورت گروهی چیده شوند. الزامی نیست که تنها یک ناحیه ذخیرهسازی، یک پایانه بارگیری و یا یک پایانه تخلیه وجود داشته باشد. بلکه ممکن است بسته به مواد، فرآیند و اصول جداسازی چندین ناحیه ذخیرهسازی یا پایانه وجود داشته باشد. نواحی تخلیه مواد اولیه و پایانه بارگیری محصول باید از یکدیگر جدا باشند. معمولاً هر دو باید در مرز سایت در نزدیکی ورودی باشند. با این حال اگر مواد خطرناک یا مضر باشند، پایانه نباید نزدیک ورودی باشد، اگرچه ممکن است به شرطی که تأثیری روی تأسیسات مجاور نگذارد، نزدیک به مرز سایت واقع شود.
1-1-3- طبقهبندی تأسیسات آتشنشانی
جانمایی کارخانه میتواند سهم عمدهای در پیشگیری از حریق کارخانه داشته باشد. این مورد جنبههای مختلفی دارد. برخی از ابعاد جانمایی کارخانه به منظور حفاظت از حریق ممکن است تحت عنوان اقدامات غیرفعال[1] و باقی تحت عنوان اقدامات فعال[2] طبقهبندی گردند.
1-1-3-1- دسترسی به تجهیزات اطفاء حریق
دسترسی به سیستم اطفاء حریق امری ضروری است. لذا تا جایی که ممکن است باید تجهیزات آتشنشانی به اندازه کافی به محل حریق نزدیک باشند و بیش از یک طرف امکان دسترسی داشته باشند. سایت باید دارای یک جاده فرعی باشد. تعبیه مناطق انتظار برای خودروهای آتشنشانی در نزدیکی هر ورودی اصلی ممکن است ضروری باشد. جادههای سایت باید به گونهای طراحی گردند که از دو جهت امکان نزدیکی به یک حریق بزرگ فراهم گردد. واحدهای مهم فرآیندی یا ذخیرهسازی باید حداقل از دو طرف قابل دسترسی باشند. دسترسی به خودروهای آتشنشانی باید روی یک زمین محکم دارای جاده و ورودی با عرض مناسب باشد و این خودروها باید شامل کف در حجم زیاد و حاوی کپسولهای دی اکسید کربن باشند.
1-1-3-2- آب آتشنشانی
در یک حریق برای خاموش کردن آتش، خنکسازی مخازن و ظروف فرآیندی و همچنین برای سیستمهای خفهکننده با کف، از آب استفاده میشود. مقادیر زیادی آب ممکن است هم از نظر استفاده فوریت و هم برای مدت زمان مشخصی مورد نیاز باشد. در برخی از حریقها لازم است سیستمهای آبپاش برای چندین روز کار کنند. طراحی سیستمهای آب آتشنشانی مستلزم تعیین حداکثر جریان آب آتشنشانی است که سیستم باید ارسال کند. همچنین باید مدت زمان پایداری جریان آب آتشنشانی مشخص شود. منبع اصلی آب آتشنشانی ممکن است از منبع آب عمومی تأمین شود، اما برای کارهای بزرگ ممکن است منبع عمومی برای تأمین مقادیر آب مورد نیاز کافی نباشد. منابع آب اضافی ممکن است از رودخانهها، کانالها، مخازن ذخیرهسازی یا مخازن ثابت باشد، اما این منابع باید به اندازه کافی نزدیک باشند تا امکان مکش به طور مستقیم حاصل شود. از آب خنککننده نباید استفاده شود زیرا عدم سرمایش واحدهای دیگر به خودی خود یک خطر محسوب میشود. منابع آب برای آبپاشها و اسپینکلرها ممکن است از مخازن آب ثابت مرتفع تأمین گردد. پمپهایی باید برای پرکردن مجدد منابع تعبیه گردند. لولههای منابع آب آتشنشانی باید در برابر آسیبهای انفجار محافظت شوند. برای پیشگیری از هدر رفتن آب آتشنشانی در خطوط آسیب دیده باید شیرهای ایزوله شده فراهم شود و اگر این شیرآلات بالاتر از سطح زمین باشند، باید توسط موانع انفجار بتنی محافظت شوند. آب آتشنشانی به طور معمول توسط پمپهای آتشنشانی ثابت پمپ میشود. حداقل باید دو پمپ با ظرفیت کامل با منبع تغذیه مجزا وجود داشته باشد. کابلکشی برای پمپهای برقی نباید در مناطق پرخطر اجرا شود یا اگر این کار اجتنابناپذیر است، باید از آن محافظت شود.. محل قرارگیری پمپها معمولاً توسط منبع تأمین تعیین میشود، ولی نباید در منطقه پرخطر باشند.
[1] passive
[2] active
1-1-4- فواصل جدایی
جانمایی کارخانه تا حد زیادی به رعایت حداقل فواصل جدایی محدود می شود. به طور اساسی سه روش برای تعیین فاصله جدایی مناسب وجود دارد. اولین و رایج ترین روش مورد استفاده از فواصل استاندارد است که توسط صنعت ایجاد شده است. روش دوم استفاده از روش رتبه بندی است. روش سوم تخمین یک جداسازی مناسب بر اساس محاسبات مهندسی برای موردی خاص است.
1-1-4-1-انواع جدایی
انواع جدایی که مد نظر است به شرح زیر می باشند:
- اندازه ها و مناطق سایت
- فاصله گذاری اولیه برای تجهیزات
الف) فاصله گذاری بین تجهیزات
ب) دسترسی به تجهیزات مورد نیاز
ج) حداقل فضای خالی در تجهیزات
- فاصله گذاری اولیه برای جانمایی ذخیره سازی
الف) محوطه مخازن
ب) فرآورده های نفتی
ج) گاز مایع قابل اشتعال
د) اکسیژن مایع
4) فواصل اولیه برای طبقه بندی مناطق الکتریکی
- اندازه ستون های ذخیره سازی
1-1-4-2-فواصل استاندارد
تعداد زیادی از استانداردها، دستورالعمل ها و سایر مطبوعات موجود میباشند که حداقل فواصل جدایی ایمن را ارائه میدهند. راهنماهای موجود عمدتاً مربوط به فواصل جدایی برای ذخیرهسازی، یا فرآوردههای نفتی، مایعات قابل اشتعال، گاز مایع نفتی (LPG) یا گاز مایع قابل اشتعال (LFG ) است.
فواصل جدایی برای واحدهای فرآیندی معمولاً به صورت فاصله بین دو واحد یا به صورت فاصله بین یک واحد تنها و یک منبع جرقهزن داده میشود. معمولاً فواصل بین لبههای واحدها بیان میشود و از مرکز به مرکز نیست. فواصل جدایی برای مایعات با فشار بخار کمتر، از جمله بخش عمده ای از فرآوردههای نفتی و مایعات قابل اشتعال، کمتر از مایعات دارای فشار بخار بالا است، مانند LPG و LFG. غالباً در صورت تهیه دیوارههای کافی پرتوی و یا سیستمهای لایروبی آب، ممکن است برای LPG فاصله جدایی کمتری مجاز باشد.
1-1-4-3- رتبهبندی و ارزشگذاری با استفاده از شاخص ماند[1]
این روش رتبهبندی بر اساس پتانسیل نشت مواد است. در این روش دو مقدار برای رتبهبندی کلی ریسک[2] (ORR) محاسبه میشود.
به حداقل رساندن ریسک وارده به پرسنل، به حداقل رساندن تشدید، چه درون یک کارخانه و چه در کارخانههای مجاور؛ اطمینان از دسترسی به تجهیزات آتشنشانی و امداد نجات؛ ادغام واحدهایی با پتانسیل خطر مشابه. اتاق کنترل و سایر ساختمانهای مسکونی باید در مجاورت واحدهای کم خطر یا با خطر متوسط قرار داشته باشند. واحدهایی که بالاترین مقدار شاخص انفجار را دارند نباید در نزدیکی مرز کارخانه واقع شوند. واحدهایی که به صورت مجزا ارزیابی میشوند می توانند در یک واحد تنها ترکیب شوند، مشروط بر اینکه خطرات سازگار و مشابه باشند. فواصل جدایی برای پایههای لوله[3] بسیار مورد توجه قرار گرفته است. برای یک خط لوله بین دو واحد، فاصله جدایی بین یک طرف پایه لوله و واحد مجاور است. یک پایه لوله که خود دارای پتانسیل قابل توجهی برای انتشار مواد خطرناک است نباید در کنار یک واحد و بدون فاصله جدایی قرار گیرد مگر اینکه ارزیابی نشان دهد سطح خطر ترکیبی واحد و پایه لوله قابل قبول است. در غیر این صورت باید فاصله ای بین پایه لوله و کلیه واحدها وجود داشته باشد.
1-2- آزمایشات و بررسیهای حیاتی
در این مرحله در خصوص اینکه یک تجهیز باید کجا جانمایی شود و چرا باید این تجهیز در این مکان قرار گیرد، همچنین در چه مکانهای دیگری نیز میتوان یک تجهیز را قرار داد، بررسیها و آزمایشات لازم صورت میپذیرد. بنابراین برای دستیابی به یک جانمایی مطلوب و بهینه، روشهایی برای آنالیز چند جانمایی منتخب مورد استفاده قرار میگیرد.
[1] mond
[2] Overall risk ranking
[3] pipebridge
1-3- ارزیابی مخاطرات
ارزیابی مخاطرات، یک فرآیند تکراری است که در آن مخاطرات شناسایی و ارزیابی میشوند، سپس اصلاحات برای طراحی ایجاد میشوند و خطرات مجدد ارزیابی میگردند. ماهیت ارزیابی مخاطرات بسیار به موقعیت سایت و جانمایی آن بستگی دارد. ارزیابی مخاطرات برای سایت به صورت ارزیابی کمی ریسک میباشد. ارزیابی مخاطرات برای جانمایی سایت به روی حوادث مهم و بزرگ تمرکز دارد. این فرآیند برای تعیین فواصل جدایی مورد نیاز به منظور کمینه کردن اثرات حریق، انفجار و انتشار مواد سمی مورد و همچنین برای تعیین موقعیت واحدهای یوتیلیتی و ساختمانهای اداری مورد استفاده قرار میگیرد. این روش با هدف وقوع رخداد حوادث کمتر و پیشگیری از اثرات این حوادث در نظر گرفته میشود. در فرآیند طبقهبندی مناطق خطرناک از روش ارزیابی مخاطرات نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
1-3-1- مدلهای خطر
روش دیگر برای تعیین فواصل جدایی استفاده از مدلهای خطر است که در آن غلظت ناشی از رهایش بخار یا تشعشع حرارتی ناشی از آتشسوزی به سطح قابل قبولی برسد. دو عامل اصلی که برای تعیین فواصل جدایی در نظر گرفته می شوند عبارتند از:
(1) گرمای ناشی از سوختن مایع و (2) احتراق ناشی از انتشار بخار
همچنین فواصل جدایی بر اساس رقیق شدن بخار رها شده تا غلظتی زیر حد پایین قابل اشتعال در نظر گرفته میشود. برآوردها براساس میزان جریان نشتی محاسبه شده، میزان تبخیر استخر ایجاد شده و انتشار ابر بخار میباشد. یکی از مشکلات مورد بحث، جداسازی بین محل ذخیرهسازی و منبع جرقهزن برای نفت و سایر مایعات قابل اشتعال با فراریت مشابه است. در چنین مواردی باید یک فاصله جدایی مناسب در نظر گرفته شود. مسئله دیگر فاصله جدایی بین یک واحد پتروشیمی و منبع جرقهزن است. در استانداردها اغلب فاصله جدایی 15 متر برای مخازن ذخیرهسازی فرآوردههای پتروشیمی در نظر گرفته می شود، به جزء برای LPG و LFG که مقادیر جدایی بیشتر از این مقدار است.
1-3-2- بازرسی دقیق
مطالعات شناسایی و ارزیابی خطرات به عنوان یک روش سودمند برای بازرسی دقیق جانمایی مورد استفاده قرار میگیرد. در این خصوص موارد زیر مورد بررسی قرار میگیرند:
- محلی که تجهیزات کارخانه در آن واقع میشوند؛
- دلایلی که این تجهیزات در آن محل قرار می گیرد؛
- مکان دیگری که میتوان تجهیزات را در آن قرار داد؛
1-4- بهینهسازی اقتصادی
در فرآیند ایجاد جانمایی، چند جانمایی مختلف در نظر گرفته میشود و با استفاده از یک روش اصولی تحت عنوان بهینهسازی اقتصادی از میان آنها یک جانمایی بهینه انتخاب میشود. برخی از عوامل که در خصوص هزینه یک جانمایی اهمیت دارند عبارتند از: فندانسیونها، ساختارها، لولهکشیها و پایههای لوله، پمپها و مصرف برق.
1-4-1- ملاحظات جانمایی تجهیزات
1-4-1-1- ملاحظات عمومی
1- جانمایی و موقعیت کورهها و گرمکنها بسیار مهم میباشد. موقعیت کوره به چند عامل بستگی دارد: موقعیت سایر کورهها، استفاده از تاًسیسات مرسوم نظیر دودکشها، به حداقل رساندن طول خطوط انتقال، دفع ضایعات گازی و میعانات، پتانسیل یک کوره به عنوان منبع جرقهزن و آرایش تاًسیسات آتشنشانی. کورهها باید حداقل 15 متر دور از کارخانههایی که در آن احتمال نشت مواد قابل اشتعال وجود دارد قرار گیرند. هیچگونه گودال یا حفره که احتمال گیر افتادن مواد قابل اشتعال در آن وجود دارد نباید زیر کوره قرار گیرد. ناحیه ی فعالیت کوره باید مجهز به سیستم تهویه باشد به خصوص جایی که که دما بسیار بالاست و شامل مقدار بالایی سوختهای گوگرد دار میباشد.
2- زبالهسوزها برای دفع مواد زائد جزء تجهیزات آتشنشانی محسوب میشوند. زبالهسوز باید با استفاده از منبع جرقهزن از راه دور روشن شود و در صورت احتمال وجود خطر انفجار باید دیواره های انفجار به عنوان مانع تعبیه گردد.
3- در راکتورهای شیمیایی که در آنها واکنش شیمیایی شدید رخ میدهد ممکن است نیاز به استفاده از موانع حریق به منظور ایزوله شدن باشد یا پشت دیوارهای انفجار محصور گردند.
4- مبدلهای حرارتی باید دارای خطوط لوله حداقل و طول مناسب باشند، تحمل تنش را نیز داشته باشند و دسترسی به تعمیرات برای آنها امکانپذیر باشد.
5- تجهیزاتی که به منظور تمیزکاری، تخلیه و بارگیری باز میشوند ممکن است نیاز به سیستم تهویه داشته باشند.
6- خشککنهایی که در آنها مواد فرار از جامدات خارج میشوند معمولا نیاز به سیستم تهویه هم برای خود خشککن و هم ناحیه خشک شده دارند.
7- تجهیزات مورد استفاده برای گرد و غبار نظیر سیکلونها، خشککنها و کانالها که در آنها احتمال خطر انفجار وجود دارد باید توسط دیوار و هواکش از دیگر کارخانهها جدا شوند.
8- پمپهای انتقال مایعات با دمای بالا باید از دیگر پمپهای انتقال مخصوص مایعات قابل اشتعال و فرار یا کمپرسورهای مخصوص گازهای قابل اشتعال جدا شوند.
1-4-1-2- خورندگی مواد
اگر مواد فرآیندی خورنده باشند باید این جنبه نیز در جانمایی تجهیزات در نظر گرفته شود. مواد خورنده مسبب بخش قابل توجهی از حوادث کارخانجات شیمیایی و خسارتهای وارد شده به آنها هستند. حضور مواد خورنده دو خطر خاص را ایجاد می کند:
(1) خوردگی مصالح ساختمانی و (2) تماس افراد با مواد خورنده.
در مورد واحدهای حاوی مواد شیمیایی خورنده، مصالح ساختمانی باید با دقت خاصی انتخاب شوند، همچنین باید با رنگ آمیزی منظم محافظت و به صورت منظم بازرسی شوند. برخی از ویژگیهای جانمایی کارخانه که در رابطه با مواد شیمیایی خورنده از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند عبارتند از:
1- فندانسیون (پی) ساختمان و ماشین آلات، به ویژه آنهایی که از بتن ساخته شده اند، ممکن است مواد خورنده، از طریق نشت از زهکشی[1]ها به آنها نفوذ کنند. که در این خصوص باید تمهیدات لازم در نظر گرفته شود.
2- کفها باید شیب داشته باشند تا تخلیه به دور از تجهیزات آسیب پذیر و پیادهروها و خطوط ترافیکی صورت گیرد.
3- فلنجهای لوله ای که ممکن است مواد خورنده از آنها چکه کند نباید در مسیرهای پیادهرو قرار داشته باشد. باید اطراف مخازن یا چالههایی که حاوی مایعات خورنده باشند، محافظ تعبیه گردد. لذا باید جنس کف و پیادهروها مناسب باشد.
4- سکوی کار نباید روی یک مخزن باز که ممکن است بخارهای خورنده از خود ساطع کند قرار داشته باشد.
5- راهپلهها و نردهها باید به گونه ای طراحی شوند که خوردگی را به حداقل برساند. محل قرارگیری پلههای راهپله باید مناسب باشد. نردهها تمایل به خوردگی داخلی دارند و ممکن است به طور ناگهانی از بین بروند. لذا آنها باید از یک ماده مناسب ساخته شوند.
6- زهکشیها باید برای کنترل مواد خورنده و مخلوطی از مواد که ممکن است از آنها تخلیه شود طراحی شوند.
7- باید در صورت لزوم تهویه مناسب تعبیه و برقرار گردد.
1-4-2- ملاحظات جانمایی خطوط لوله
به طور کلی، به دلایل اقتصادی و ایمنی مطلوب است که لولهها را به حداقل رساند. لولهگذاری اضافی هم در سرمایهگذاری و هم در بهرهبرداری هزینههای بیشتری به همراه دارد، در مورد بهرهبرداری هزینههای ناشی از عواملی مانند هدررفت حرارت یا افزایش حرارت و هزینههای پمپاژ را در بر خواهد داشت.
لولهها را میتوان به صورت مدفون شده یا در سطح زمین قرار داد، همچنین میتوان روی پایهها اجرا کرد و یا در کانال[1] قرار گیرند. در صورت عدم وجود خطر تجمع بخارات قابل اشتعال، انجماد مواد یا طغیان میتوان از کانالها استفاده شود. برای جلوگیری از یخزدگی، خطوط آب باید زیر خط یخبندان یا حداقل عمق 75/0 متر دفن شوند. اگر در زیر جادهها یا مناطق بتونی کار گذاشته میشوند، میبایست در کانالها قرار گیرند یا توسط بتن محکم پوشش داده شوند.
شبکه بخار باید در لبه بیرونی خط لوله اجرا شوند تا حلقههای انبساط دارای بیشترین عرض باشند. همچنین ممکن است شبکه بخار در گودالها قرار گیرد.
کابلهای برق و تلفن باید در سنگرهای پر از ماسه پوشانده شده از آجر بتونی به کار گذاشته شوند. در صورت استفاده از لولهکشی و کابلکشی زیرزمینی، باید همزمان با انجام کار پیریزی، در موقعیت قرار داده شوند. کابلها را میتوان در ارتفاع کار گذاشت. در این صورت کمتر تحت تأثیر ریزشها قرار میگیرند و راحتتر قابل گسترش هستند اما ممکن است نیاز به محافظت در برابر حریق داشته باشند.
خطوط برق می توانند میدانهایی با شدت کافی ایجاد کنند تا باعث گرمای بیش از حد موضعی فلزکاری مجاور یا القاء الکتریسیته ساکن در کارخانه مجاور شوند و این امر باید در موقعیت یابی آنها لحاظ شود. لوله هایی که داغ هستند یا حامل حلال هستند باید تا حد امکان به دور از کابلهای برق کار گذاشته شوند. لولهکشی را میتوان به صورت یک لایه دوتایی انجام داد، اما باید از لایههای سهگانه جلوگیری کرد.
برای ملاحظات ایمنی، خوردگی و فرآیند، لولهکشی ممکن است به شیب پیوسته ای نیاز داشته باشد تا تخلیه کامل صورت گیرد. لولههای دیگر نباید شیب داشته باشند. شیب نباید به صورتی باشد که ایجاد نقطه پایین[2] کند که از تخلیه مانع ممانعت کند.
فلنجهای لولهای باید طوری قرار گیرند که خطرات ناشی از نشت و چکه کردن را به حداقل برساند.
باید به سازگاری لولههای مجاور توجه شود، این یک اصل اساسی به منظور کنترل و مهار مواد خطرناک است. بنابراین، برای مثال قرار گیری لولهای حاوی مواد خورنده بالای لولهای حاوی مواد قابل اشتعال یا مواد سمی تحت فشار زیاد، نامطلوب است.
شیرهای جداسازی اضطراری باید برای قطع جریانهای مواد قابل اشتعال مورد استفاده قرار گیرند. شیرها ممکن است به صورت دستی یا برقی عمل کنند و کنترل گردند. اگر از شیر دستی برای جداسازی استفاده میشود، باید در یک موقعیت قابل دسترس نصب شود. و موقعیت آنها طوری نباشد که هنگام عملیات اضطراری نیاز به نردبان باشد.
لولهکشی انعطاف پذیر باید به حداقل برسد. جانمایی لولهکشی و کابلکشی باید امکان گسترش کارخانه در آینده فراهم کند. معمولا برای 30درصد فضا برای لولهکشی اضافی در نظر گرفته میشود.
1-4-3- ملاحظات جانمایی اتاق کنترل
ساختمان کنترل باید از ساکنین خود در برابر خطرات آتشسوزی، انفجار و رهایش مواد سمی محافظت کند. شایعترین مخاطره آتشسوزی است و باید توجه ویژه ای به آن شود. دلایل متعددی برای ایمنتر کردن ساختمانهای کنترل وجود دارد؛ یکی از آنها به حداقل رساندن ریسکی است که اپراتورها و سایر پرسنل در معرض آن قرار دارند. دلیل دیگر این است که امکان کنترل در مراحل اولیه یک حادثه فراهم شود و از این رو احتمال افزایش میزان بروز فاجعه کاهش یابد. دلیل سوم محافظت از اسناد و مدارک کارخانه است، از جمله آنهایی که قبل از رخداد یک حادثه بایگانی شدهاند. هدف دیگر یکسانسازی خطرات موجود در داخل و خارج میباشد. زیرا اگر افرادی که خارج از ساختمان هستند کمتر در معرض خطر انفجار قرار گیرند اثر آن برای افراد داخل نیز کاهش مییابد. با این حال، این هدف کاملاً مشهود نیست. فلسفه خطر این است که هیچ کس نباید در معرض بیش از یک ریسک مشخص باشد، نه این که خطر برای همه برابر باشد. در هر صورت قبل از طراحی اتاق کنترل لازم است اهداف تعیین شود.
محل و طراحی اتاق کنترل یکی از مباحث مطرح شده توسط کمیته تحقیق درباره فاجعه فلیکسبرو[3] میباشد، در این حادثه تعداد 18 مرگ از 28 تلفات مربوط به اتاق کنترل بود. توصیههای کمیته این است که اتاقهای کنترل که ممکن است در معرض انفجار قرار گیرند نباید از جنس آجر با پنجرههای بزرگ ساخته شود بلکه باید از بتن محکم با پنجرههای کوچک و محافظت شده ساخته شود. بنابراین با توجه به حادثه فلیکسبرو اتاق کنترل را میتوان به عنوان یکی از تأسیسات پیچیده مطرح کرد. در نتیجه از آنجایی که تعداد بیشتری از افراد در معرض خطر قرار میگیرند ضروری است این ساختمانها با دقت و هزینه بیشتری ساخته شوند. خط مشی مناسب برای ایجاد یک اتاق کنترل ایمن این است که در آن فعالیتها محدود به موارد ضروری برای کنترل کارخانه باشد. یکی از این فعالیتهای ضروری در اتاق کنترل، کنترل فرآیند میباشد. سایر تاًسیسات مانند آزمایشگاههای تحلیلی، ساختمانهای رفاهی و غیره باید جدا از اتاق کنترل قرار بگیرند. اتاق کنترل نباید به عنوان مرکزی برای کنترل شرایط اضطراری استفاده شود، باید یک مرکز کنترل اضطراری به صورت مجزا وجود داشته باشد. همچنین نباید از اتاق کنترل به عنوان محل تجمع اضطراری یا پناهگاه استفاده شود.
توانایی یک ساختمان کنترل برای محافظت در برابر خطرات مانند انفجار، نه تنها به طراحی آن بلکه به مکان آن بستگی دارد. بنابراين جایابی يك ساختمان كنترل ميتواند به اندازه ساخت آن مهم باشد. عرف این است که کارخانه را در بلوکهایی با فاصله جدایی استاندارد جانمایی کرد. ساختمان کنترل باید در حاشیه کارخانه قرار داشته باشد تا مسیر فرار فراهم گردد. حداقل فاصله توصیه شده بین کارخانه و ساختمان کنترل در محدوده 20 تا 30 متر قرار دارد. اگر مطالعات خطر نشان دهد که فاصله جدایی استاندارد ممکن است کافی نباشد، مسلماً فاصله بین ساختمان کنترل و کارخانه باید افزایش یابد. ساختمان کنترل نباید به اندازه ای نزدیک کارخانه باشد که به صورت ناگهانی در معرض خطر نشت جدی مواد قابل اشتعال، سمی یا خورنده قرار گیرند. همچنین اتاق کنترل نباید از واحدهای فرآیندی فاصله زیادی داشته باشد.
اتاق کنترل باید فقط یک طبقه بالاتر از سطح زمین قرار گیرد. سقف اتاق کنترل نباید حامل ماشینآلات و کابلکشی باشد. این ساختمان باید بتواند در برابر لرزش زمین مقاومت کند و از تهویه مناسب برخوردار باشد. نباید هیچ سازه ای موجود باشد که بتواند روی ساختمان سقوط کند. اتاق کنترل نباید پنجره داشته باشد یا حداقل باشد، و باید از استفاده از درهای داخلی شیشه ای پرهیز کرد.
[1] trench
[2] Low point
[3] Flixborough
2-آمادهسازی مقدمات فرآیند انتخاب سایت
2-1- شرح پروژه
شرح پروژه به منظور راهنمایی تیمهای منتخب مورد نیاز است. این امر اطلاعات مورد نیاز را برای ارزیابی سایت ها فراهم میکند. بدین منظور موارد زیر تشریح میگردند:
- محدوده پروژه:
- هدف از ایجاد کارخانه یا تأسیسات جدید چیست؟
- مشتریان اصلی محصولات چه کسانی و کجا هستند؟
- تأمین کنندگان اصلی سهام خوراک چه کسانی و کجا هستند؟
- سطح برنامه ریزی شده کارکنان برای بهره برداری و نگهداری و تعمیرات سایت چقدر است؟ آیا مهارت های تخصصی نگهداری و تعمیرات یا بازرسی برون سپاری شده مورد نیاز است؟
- ملاحظات اصلی برای سایت های پیش بینی شده از جمله مکان ها، مخاطبین، مشاوران، دغدغه های امنیتی، الزامات قانونی(مجوزها) و شرایط اقلیمی چیست؟
- آیا توسعه در آینده در نظر گرفته می شود؟ آیا انتخاب سایت باید زمین اضافی را به منظور توسعه یا ایجاد تأسیسات جدید در آینده پیش بینی کند؟ آیا می توان از سایت و تجهیزات مشابه برای یک فرآیند جدید که شامل مواد شیمیایی و واکنش دهنده های مختلف است، استفاده کرد؟
- اطلاعات کلی مکان سایت:
- آیا کارکنان واجد شرایط عملیات و نگهداری در منطقه در دسترس هستند؟
- آیا سایت برای عملیاتی دیگر به اشتراک گذاشته می شود؟ اگر این چنین است آن عملیات چیست؟ لازم است سایر عملیات مشترک یا اختصاصی، کارکنان و یا تأسیسات موجود در سایت جدید را فهرست شوند (مانند: ساختمان های اداری، مراکز مراقبت روزانه، انبارداری، تأسیسات ذخیره سازی ، خدمات ایمنی، کارکنان نگهداری و تعمیرات، مدیریت و تجهیزات واکنش در شرایط اضطراری)
- چه زیرساختهای خاصی در سایت ها مد نظر است؟ به عنوان مثال، آیا تأسیسات دریایی مورد نیاز است. آیا سایت ملاحظاتی نظیر تولید یا خرید برق، خدمات جانبی (آب و بخار) راه آهن و جاده ها را در نظر خواهد گرفت؟
- آیا ریسکهای امنیتی در منطقه وجود دارد؟
- میزان دسترس پذیری منابع آتش نشانی خارجی و کمک های دوجانبه چقد است؟
- آیا زمین هایی در اطراف سایت وجود دارد که امکان خرید یا کنترل آن زمین برای تأمین منطقه پیشگیری از خطرات احتمالی فراهم باشد ؟
- اگر قرار است کارخانه جدید در یک سایت موجود ساخته شود، چه اطلاعات میدانی ممکن است به منظور به حداقل رساندن جمع آوری دادهها در دسترس باشد؟
- نیروی کار محلی به چه زبانی مسلط است؟
- از چه زبانی در اسناد ارتباطات و طراحی استفاده می شود؟
- از چه سیستم استانداردی برای واحدها و از چه اقداماتی باید استفاده شود؟
- محدوده زلزله زده در منطقه چیست ؟
- آیا این منطقه در معرض طوفان ها یا گردبادها یا سایر شرایط شدید آب و هوایی است؟
2-2- تشریح کامل کارخانه و فرآیندها:
- باید فهرست کاملی از مواد اولیه مورد استفاده و واسطه ها و محصولات تولید شده از جمله مواد اولیه جایگزین دیگر، کاتالیزورها یا مواد افزودنی که ممکن است در نظر گرفته شود تهیه شود.
- شناسایی خطرات اساسی مواد و محصولات: به عنوان مثال، اشتعال پذیری و سمیت.
- سازماندهی میزان تولید، سطح موجودی مورد انتظار و حداکثر میزان موجودی مواد خطرناک.
- فهرستی از فنآوری های شناخته شده فرآیندی را که به کار گرفته می شوند تهیه گردد . آیا فناوری های اختصاصی برنامه ریزی شده یا در دست بررسی هستند؟
- باید سطح اتوماسیون قابل پیش بینی را تعیین گردد. آیا کارخانه به صورت دستی یا اتوماتیک کار می کند ؟ (این امر فاصلهگذاری و چیدمان را تحت تأثیر قرار خواهد داد.)
- وسایل حمل و نقل مواد اولیه و محصول را (کامیون، راه آهن، کشتی، خطوط لوله)،توسط شرکت کارفرما یا پیمانکار یا شرح گردد. لیست اندازه محموله ها و تردد وسایل حمل و نقل داخل و خارج از سایت تهیه گردد.
- فهرستی از مفاهیم طراحی به کار رفته در توسعه فرآیندی را که ممکن است بر چیدمان و فاصله گذاری سایت تأثیر بگذارد تهیه گردد.
- باید فلسفه چرخش را مشخص گردد (هر دو سال یک بار عملیات متوقف می گردد، یا ادامه عملیات با متوقف کردن یک فرآیندی خاص در صورت لزوم).
- تعیین عمر قابل پیش بینی کارخانه (10 سال ، 20 سال یا سایر موارد).
- تعیین عامل مورد نظر در جریان
- تعیین الزامات دفع زباله
3-2- نکات ویژه ای که مد نظر است به شرح زیر است:
- خطرات ایمنی فرآیند شناخته شده مربوط به فرآیند، از جمله حوادث گذشته که در تأسیسات مشابه رخ داده اند.
- مسائل قانونی مرتبط با مواد شیمیایی.
- تجربه سایر تأسیسات مشابه به همراه دغدغه های جامعه یا مشکلات بهره وری (به عنوان مثال، سر و صدا، بو، مشکلات ترافیکی یا گردش مالی بالای پرسنل)
- اقدامات ویژه امنیتی یا طراحی مورد نیاز در سایت به دلیل مواد استفاده شده یا تولید شده (مواد منفجره، مواد سمی یا پیشسازهای آن) یا به دلیل ماهیت سایت.
- پیشبینی دغدغه های مرتبط با مجوزها یا مسائل مربوط به محیط زیست ساخت سایت و یا بهره برداری از سایت.
- دغدغه های جامعه در مورد توسعه یا گسترش احتمالی سایت.
- فعالیت های تأسیسات مجاور که ممکن است روی تأسیسات جدید تأثیر بگذارد.
- زیرساخت های عمومی مورد نیاز مانند پل های چند راهه بین شهری یا یک گذرگاه پل راه آهن.
- دغدغه های احتمالی زیستمحیطی بالقوه مرتبط با گسترش سایت های صنعتی موجود یا قبلی.
تشریح پروژه برای تیم بررسی مشخص می کند که به دنبال چه هدفی باشند و به چه سطحی از جزییات یک سایت نیاز دارند.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.